الشيخ محمد تقي بهجت

212

جامع المسائل ( فارسي )

و اگر در جرح ، يد يُسرى يا رجل يُمنى مقطوع بود ، محل قطع به سبب محاربه باقى است و قطع مىشود در صورت تحتّم قطع . و اگر يكى از اعضاى حدّ در قصاص قطع شد ، تكميل مىشود حدّ به قطع باقى مانده ، مثل فاقد يك عضو . توبهء محارب 2 - اگر محارب ، قبل از ظفر بر او و مأخوذيت او توبه كرد ، حدّ ساقط مىشود ، و حقوق الناس آن چه قصاصى يا تغريم مال باشد ساقط نمىشود با مطالبه مستحِق ؛ و اگر بعد از ظفر و اخذ ، توبه نمود ، هيچ حدّ و قصاص و تغريم ساقط نمىشود . و اگر كافر بود و با اسلام توبه كرد ، محتمل است جبّ اسلام ، حدّ شرعى را . اجتماع صفت دزد و محارب در فردى 3 - لصّ و محارب اگر اجتماع كردند در فردى ، حكم محارب جارى است و جائز است قتل و قتال با او بدون ضمان دم او . حكم دفاع از خود و قتل دزد و محارب و اگر لصّ افتراق نمود به اين كه حامل سلاح به قصد اخافه نبود و متظاهر به اين عمل نبود ، پس در عدم جريان شروط نهى از منكر و تدرج در ردع از اسهل به اشدّ ، تأمل است ، و احوط رعايت مراتب مرعيّهء در نهى از منكر است پس براى حفظ نفس ، مرتكب قتل او نشوند مگر آن كه مندفع به پايينتر نشود . و اگر محتمل شد سلامت از تلف ، لازم است دفاع از نفس اگر چه مظنون باشد اتلاف نفس كه مقصود لصّ است ، اگر چه منتهى به اتلاف و قتل لصّ باشد . و اگر ممكن باشد سلامت نفس با فرار از لصّ ، نوبت به مقاتله و قتل لصّ نمىرسد . و اگر قصد كرد نفس يا عرض يكى از اهل منزل را ، با ضعف مقصود از مقاومت و دفاع ، لازم است دفاع و جائز نيست تسليم شدن . و همچنين واجب است دفاع از مالى كه مضطر به آن باشد و واجب باشد حفظ آن اگر چه امانت غير باشد ، و تسليم جائز نيست ؛ و در غير اين صورت ، جائز است اگر اتلاف نفس ، محتمل نباشد .